برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برای رؤیاهایمان کلبهای باید
هرچند کوچک!
برای بوسهها لبی که سرخ باشد
در من بازوانی ست
برای آغوش گرفتنِ تو
و آنقدر آرزو در دلم تلنبار شده
که گویی جهانی جمع شده در تن تو
نارنجی شدی
وقتی چیزی جز من در سرت نیست
و میگذرد درد از سرت ...
شرجیِ تنفس در امتداد دهانمان
که نمایهای از ساحل دریا را
در رؤیاهایم رشد میداد ...
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی
برچسب:
نویسنده: پویان نوروزی